خواندنی‌ها

Narratives of an English Painter from the Court of Amir Dost Mohammad Khan

تصویر
  Amir Dust Mohamad Khan   ORCID: 0009-0004-0024-1223     Narratives of an English Painter from the Court of Amir Dost Mohammad Khan The visual arts in Afghanistan possess a long and distinguished history; from the works of the Greco-Bactrian period and the sculptures of the Hadda musicians in Jalalabad, to the magnificent statues and colorful paintings of Bamiyan, and later the artistic achievements of the Islamic periods, including the miniature masterpieces of Kamal al-Din Behzad during the Timurid era in Herat all testify to the rich cultural and artistic heritage of this land. In later periods as well, painting held a special place in the courts of Afghan kings and amirs, reflecting their taste and interest in the arts. In the court of Amir Dost Mohammad Khan, an English painter named Godfrey Thomas Vigne was present, who depicted natural landscapes of Kabul and other regions of Afghanistan, as well as portraits of prominent court figures. Here, selections from ...

آیین زمستانی بردن برای عروس؛ روایتی از دل فرهنگ کهن افغانستان

 

آیین زمستانی بردن برای عروس؛ روایتی از دل فرهنگ کهن افغانستان

افغانستان سرزمینی است که در هر گوشه‌اش بوی رسم‌ و رواج‌های دیرینه به مشام می‌رسد؛ آیین‌هایی که نسل‌به‌نسل زیر سقف خانه‌های گلی، در کوچه‌های خاکی، کنار چای‌جوش‌های قدیمی و میان دل‌های سادهٔ مردمش زنده مانده‌اند. من خود در همین سرزمین چشم به دنیا باز کردم و با همین رسم‌ها بزرگ شدم؛ رسم‌هایی که نه تنها بخشی از زندگی ماست، بلکه بخشی از روح و هویت مردمی است که با همهٔ سختی‌ها هنوز هم زیبایی‌های فرهنگ نیاکان‌شان را مثل گنجی قدیمی در دل نگه داشته‌اند. هر بار که در چنین آیین‌هایی شرکت می‌کردم، با خود می‌گفتم چه اندازه این سنت‌ها عمیق و اصیل‌اند؛ چقدر طبیعی و بی‌تکلف میان زندگی مردم جریان دارند، انگار که هزار سال پیش همین گونه بوده و هزار سال بعد هم همین گونه خواهد ماند. یکی از همین آیین‌های دلنشین که بارها در آن حضور یافته‌ام و خاطراتش هنوز در ذهنم تازه است، آیین «زمستانی بردن برای عروس» است؛ رسمی شیرین و پرمعنا که در ادامه، لحظه‌به‌لحظهٔ آن را همچون مسافری از دل این روایت‌ها، با شما شریک می‌سازم.

آیین زمستانی بردن برای عروس در افغانستان یکی از آن رسم‌هایی است که هرچند با گذشت زمان شکلش کمی تغییر کرده، اما اصل و مایه‌اش همچنان پابرجاست و هنوز هم در بسیاری از ولایت‌های کشور با شور و ذوق خاصی برگزار می‌شود. این رسم بیشتر در فصل سرد سال نزدیک به آمدن زمستان صورت می‌گیرد و خانواده‌ٔ داماد با یک دنیا عشق، احترام و مسئولیت به فکر آماده‌سازی تحفه‌هایی می‌افتند که قرار است به خانهٔ دختر برده شود. زمستانی بردن تنها یک معاملهٔ عادی یا یک خرید ساده نیست، بلکه یکی از شیرین‌ترین و خاطره‌انگیزترین لحظات زندگی دو خانواده و به‌ویژه دختر و پسر جوانی است که در آستانهٔ آغاز یک زندگی نو قرار دارند.

وقتی هوا رو به سردی می‌رود و بوی زمستان از کوچه‌ها می‌گذرد، خانوادهٔ پسر آهسته‌آهسته با خانوادهٔ دختر مشورت می‌کنند تا بدانند که چه چیزهایی برای عروس مورد نیاز است. در این کار معمولاً نظر دختر یعنی نامزد پسر نقش اصلی را دارد، چون قرار است همهٔ این تحفه‌ها در نهایت برای او باشد و لازم است مطابق پسند و ضرورت خودش انتخاب شود. از لباس‌های سردسیری گرفته تا زیورات و مواد آرایشی و حتا لوازم کوچک و بزرگ دیگر، تمام چیزهایی که در زمستان به درد عروس می‌خورد، به گونهٔ دقیق فهرست می‌شود. خانوادهٔ پسر به‌جز این‌ها باید انواع شرنی‌های خوش‌رنگ، میوهٔ خشک و تازه و خوراکه‌هایی را هم که معمولاً بخشی از این رسم است در نظر بگیرد.

بعد از این‌که همهٔ مشورت‌ها انجام شد و فهرست‌ها کامل گردید، یک روز مشخص را تعیین می‌کنند؛ روزی که چند نفر از خانوادهٔ پسر و چند نفر از خانوادهٔ دختر با هم به بازار می‌روند تا خرید زمستانی را انجام بدهند. این خرید معمولاً با هیجان زیادی همراه است. زن‌های خانواده هریک سعی می‌کنند جنسی را انتخاب کنند که هم قشنگ باشد و هم دوام‌دار. گاهی از یک دکان به دکان دیگر سر می‌زنند، قیمت‌ها را مقایسه می‌کنند، رنگ‌ها را می‌نگرند و کوشش می‌کنند بهترین جنس را به دست بیاورند. از چادرهای رنگارنگ گرفته تا کفش، از لباس‌های رسمی و محلی تا لوازم آرایشی که مطابق رسم و رواج‌ها برای عروس ضروری محسوب می‌شود.

در میان این همه شور و علاقه، وضعیت اقتصادی خانوادهٔ داماد هم در نظر گرفته می‌شود، چون در بسیاری از خانواده‌ها رسم بر این است که این مراسم مطابق توان مالی داماد انجام گردد. اگر داماد در وضعیت اقتصادی خوب باشد، خانواده‌اش چندین تحفهٔ مختلف و لباس‌های خاص و زیورآلات زیبا برای عروس خریداری می‌کنند. اما اگر وضعیت مالی‌شان چندان مساعد نباشد، هیچ‌کس او را مجبور نمی‌سازد که از توان خود بالاتر مصرف کند. در چنین مواقعی با چند هدیهٔ کوچک و نمادین هم این رسم به خوبی انجام می‌شود و کسی هم چیزی را کم یا زیاد نمی‌بیند؛ چون موضوع اصلی احترام و خوشی دو خانواده است، نه نمایش توانگری.

وقتی خریدها انجام شد، همهٔ اجناس به خانهٔ داماد برده می‌شود تا برای آماده‌سازی و تزئین آن‌ها کار کنند. این قسمت کار خیلی دلچسپ است. هریک از لباس‌ها، زیورات، مواد آرایشی و تحفه‌های کوچک و بزرگ در جعبه‌های خاص گذاشته می‌شود؛ جعبه‌هایی که به‌گونهٔ هنرمندانه دیزاین می‌شوند. این دیزاین‌ها معمولاً با گل‌های مصنوعی و طبیعی، روبان‌های رنگی، کاغذهای براق، نخ‌های طلایی و نقره‌ای و تزئینات دیگر صورت می‌گیرد. هرچه دقت و هنر بیشتر کار شود، همان‌قدر جعبه‌ها زیباتر می‌شوند و جلوهٔ خاصی به زمستانی می‌بخشند. در این میان لباس‌هایی که باید برای شب زمستانی دوخته شود نیز به خیاط سپرده می‌شود تا در وقت معین حاضر باشد و عروس و داماد آن‌ها را در شب محفل بپوشند.

از طرف دیگر بخش مهم خریدها مربوط به میوه‌ها و خوراکه‌هاست. میوهٔ خشک مثل پسته، بادام، جلغوزه، چارمغز، کشمش، کجور، نخود و هر نوع خشکبار دیگر باید تهیه شود. میوهٔ تازه نیز جای خودش را دارد؛ مثل انار، سیب، مالته، کینو، تربوز و خربوزه اگر در بازار موجود باشد، همهٔ این‌ها در روز مراسم یا یک روز قبل آماده می‌شود. شرنی‌ها هم جای مهمی در این رسم دارند. انواع کلچه‌ها، کیک‌ها، چاکلیت‌ها، بغلاوه، حلوا و نقل‌های مخصوص که برای مهمانان گذاشته می‌شود، همهٔ این‌ها توسط خانوادهٔ داماد تهیه یا خریداری می‌گردد. از آن‌جا که در روز زمستانی مهمانان معمولاً زیاد می‌آیند، برای پذیرایی‌شان انواع خوراکه‌های لذیذ نیز پخته می‌شود؛ مانند قابلی پلو، ماهی بریان، کباب‌های مختلف و غذاهایی که بسته به سلیقهٔ خانواده‌ها فرق می‌کند.

یک هفته پیش از برگزاری مراسم، خانوادهٔ داماد و عروس دوستان و نزدیکان را خبر می‌کنند که آمادگی داشته باشند. همه منتظر روز معین می‌مانند؛ روزی که شب آن با چراغان و خوشی فراوان همراه است. وقتی وقت می‌رسد، تحفه‌ها با دیزاین‌های زیبا، گل‌های رنگارنگ و جعبه‌های آراسته جمع‌آوری می‌شود. چند نفر از زنان و مردان دو خانواده همراه دوستان نزدیک در یک کاروان کوچک اما پرشور حرکت می‌کنند و تمام تحفه‌ها را با احترام خاص به خانهٔ عروس انتقال می‌دهند. مهمانان نیز معمولاً با دست خالی نمی‌آیند، بلکه تحفه‌هایی برای عروس می‌آورند تا در شادی این مراسم سهم بگیرند.

وقتی کاروان تحفه‌ها به خانهٔ عروس می‌رسد، محفل کم‌کم شروع می‌شود. معمولاً زنان هر دو خانواده در این مراسم نقش اصلی را دارند و با خوشی و خنده و گفتگو فضای خانه را گرم می‌کنند. مردان خانواده نیز حضور دارند اما شادی‌هایشان نسبت به زنان کمتر شورانگیز است؛ با این حال همه در کنار هم خوش هستند. بعد از خوش‌آمدگویی و نشستن مهمانان، چای و شرنی و میوه تقسیم می‌شود و چند لحظه بعد فضای خانه پر از بوی عطر و خنده‌های دل‌انگیز می‌گردد.

در همین میان، عروس و داماد لباس‌هایی را که قبلاً نزد خیاط دوخته شده می‌پوشند. این لباس‌ها معمولاً خیلی باشکوه انتخاب می‌شود چون شب زمستانی برای هر دو مهم است. عروس با لباس زیبای خود وارد مجلس می‌شود و داماد نیز در کنار او قرار می‌گیرد. زنان با دف و دایره می‌زنند، ترانه‌های محلی و خوش‌صدا می‌خوانند و محفل را به اوج زیبایی می‌رسانند. مهمانان شیرنی بر سر عروس و داماد می‌پاشند؛ عملی که نشانهٔ خوشبختی، صفا و دعای خیر است. لحظاتی به‌یادماندنی که تا آخر زندگی در ذهن این دو جوان می‌ماند. وقتی ساعت‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرد و فضای خانه زیر نور چراغ‌ها و آوازهای شاد گرم‌تر می‌شود، محفل کم‌کم رنگ و بوی دیگری می‌گیرد؛ خستگی مهمانان با خنده‌ها گم می‌شود و هرکسی در گوشه‌ای مشغول گپ‌وگفت و خوش‌گذرانی است. صدای دف آرام‌آرام فروکش می‌کند، اما گرمی دل‌ها همچنان پابرجاست. نزدیک‌های ناوقت شب که شور محفل اندک‌ اندک رو به آرامی می‌رود، مهمانان هرکدام بعد از یک دنیا محبت و دعاهای خیر، دست به دست هم می‌دهند، خداحافظی می‌کنند و راهی خانه‌های خود می‌شوند. خانوادهٔ داماد نیز پس از جمع کردن تحفه‌ها، تبسم‌های دوستانه و لحظه‌های شیرین، به سوی خانهٔ خویش برمی‌گردند. و همین‌گونه، شبی که پر از رنگ، نور، صدا و عشق بود، شبی که هر لحظه‌اش در دل‌ها جا می‌گیرد، به آرامی در سکوت نیمه‌شب پایان می‌یابد؛ شبی پرخاطره و بیادماندنی از «زمستانی بردن برای عروس» که رد خاطره‌های شیرینش تا سال‌ها در ذهن همه باقی می‌ماند.

در سال‌های اخیر، با گسترده شدن شهرنشینی و دگرگونی‌های آرامی که در سبک زندگی مردم رخ داده، زمستانی عروس در شهرهای بزرگ رنگ و جلوهٔ تازه‌ای پیدا کرده است. در کابل، هرات، بلخ، قندهار، ننگرهار و شماری از ولایت‌های دیگر، خانواده‌ها گاهی دوست دارند این محفل را گرم‌تر و باشکوه‌تر برگزار کنند؛ به همین خاطر آوازخوان‌های مشهور همان ولایت را دعوت می‌کنند تا با صدای خوششان شور و هیجان بیشتری به شب ببخشند. در چنین مراسمی، زمستانی بردن تنها یک رسم خانوادگی نیست، بلکه به جشن کوچکی تبدیل می‌شود که در آن خنده‌ها بلندتر، چای‌ها خوش‌طعم‌تر و دل‌ها نزدیک‌تر می‌شود. اما با همهٔ این تغییرات، اصل ماجرا همان است: احترام به عروس، خوشی دو خانواده و پاسداشت یک فرهنگ دیرینه که نسل‌به‌نسل عزیز داشته شده است.

با همهٔ دگرگونی‌هایی که در این دوران نو پدید آمده، رسم زمستانی بردن همچنان جایگاه خود را در میان خانواده‌های افغان حفظ کرده است. این رسم نه فقط یک فرایند خرید و انتقال تحفه است، بلکه پیوندی است میان دو خانواده، تقویتی است برای محبت میان عروس و داماد و نشانه‌ای است از مهمان‌نوازی و فرهنگ غنی مردم افغانستان. این رسم نسل به نسل انتقال یافته و احتمالاً در آینده نیز با همان زیبایی و صمیمیتی که دارد ادامه خواهد یافت؛ زیرا مردم این سرزمین هرگز گنجینه‌های فرهنگی که آنها را تعریف می‌کند، فراموش نمی‌کنند.


نظرات

پست‌های منتخب

روایت‌های یک نقاش انگلیسی از دربار امیر دوست‌محمد خان

Narratives of an English Painter from the Court of Amir Dost Mohammad Khan

The Secret of Music’s Immortality in Akbar’s Court: Tansen and Haridas Swami