خواندنی‌ها

Narratives of an English Painter from the Court of Amir Dost Mohammad Khan

تصویر
  Amir Dust Mohamad Khan   ORCID: 0009-0004-0024-1223     Narratives of an English Painter from the Court of Amir Dost Mohammad Khan The visual arts in Afghanistan possess a long and distinguished history; from the works of the Greco-Bactrian period and the sculptures of the Hadda musicians in Jalalabad, to the magnificent statues and colorful paintings of Bamiyan, and later the artistic achievements of the Islamic periods, including the miniature masterpieces of Kamal al-Din Behzad during the Timurid era in Herat all testify to the rich cultural and artistic heritage of this land. In later periods as well, painting held a special place in the courts of Afghan kings and amirs, reflecting their taste and interest in the arts. In the court of Amir Dost Mohammad Khan, an English painter named Godfrey Thomas Vigne was present, who depicted natural landscapes of Kabul and other regions of Afghanistan, as well as portraits of prominent court figures. Here, selections from ...

روایت‌های یک نقاش انگلیسی از دربار امیر دوست‌محمد خان


 پورتریت امیر دوست محمد خان

 ORCID: 0009-0004-0024-1223  

روایت‌های یک نقاش انگلیسی از دربار امیر دوست‌محمد خان

هنرهای تجسمی در افغانستان پیشینه‌ای دیرینه و درخشان دارد؛ از آثار دورهٔ یونانِ باختری و مجسمه‌های نوازندگان هده در جلال‌آباد گرفته تا تندیس‌های باشکوه و نقاشی‌های رنگین بامیان، و سپس آثار دوره‌های اسلامی و شاهکارهای مینیاتوری کمال‌الدین بهزاد در عصر تیموریان در هرات همه نشان‌دهندهٔ غنای فرهنگی و هنری این سرزمین است.

در دوره‌های متأخرتر نیز، هنر نقاشی در دربار پادشاهان و امیران افغان جایگاه ویژه‌ای داشته و بیانگر ذوق و علاقهٔ آنان به هنر بوده است. در دربار امیر دوست‌محمد خان، نقاشی و نویسنده انگلیسی به نام «گادفری توماس ویگنی» حضور داشت که به ترسیم مناظر طبیعی کابل و سایر مناطق افغانستان، و نیز پرتره‌های شخصیت‌های برجستهٔ دربار می‌پرداخت. در اینجا بخش‌هایی از یادداشت‌های او از کتابش تحت عنوان «روایتی شخصی از سفر به غزنی، کابل و افغانستان و اقامت در دربار دوست‌محمد خان» نقل شده است.

این کتاب با عنوان A Personal Narrative of Travels to Ghuzni, Kabul, and Afghanistan… در سال ۱۸۴۰ میلادی در لندن منتشر شده است. روایت‌های کتاب حاصل سفرهای نویسنده در حدود سال‌های ۱۸۳۶ تا ۱۸۳۸ میلادی به افغانستان، به‌ویژه کابل و دربار امیر دوست‌محمد خان می‌باشد.

این دوره دقیقاً مقارن با پیش‌زمینه‌های جنگ اول افغان و انگلیس )۱۸۳۹۱۸۴۲( است؛ یعنی زمانی که افغانستان از نظر سیاسی و نظامی برای بریتانیا اهمیت زیادی پیدا کرده بود. بنابراین، این کتاب فقط یک سفرنامه نیست، بلکه بازتابی از وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن دوره نیز هست.

او می‌نویسد تلاش‌هایش برای کشیدن پرتره در دربار و دیگر مکان‌ها موفقیت‌آمیز بود و توجه و تحسین اهل کابل را برانگیخت. به گفتهٔ او، مردم نه‌تنها از این هنر بیزاری نداشتند، بلکه پیوسته از او می‌خواستند چهرهٔ آنان را نقاشی کند. وی معمولاً صبح‌ها را در اتاق‌های وسیع و روشن باغ شاه می‌گذراند، جایی که بزرگان کابل گرد می‌آمدند و گاه محمد اکبر خان نیز حضور داشت.

به درخواست شاهزاده، او پرتره‌ای از مادر وی کشید. این نقاشی موجب خندهٔ حاضران شد، اما شاهزاده با جدیت او را وادار کرد تا برای نقاشی بنشیند. پس از پایان کار، شاهزاده با خرسندی آن را به دیگران نشان داد و فضای مجلس آمیخته‌ای از شوخی و خنده شد.

وی همچنین پرتره‌ای از خود شاهزاده در حال سواری و با زره کامل ترسیم کرد که مورد رضایت او قرار گرفت، هرچند شاهزاده تأکید داشت که طول نیزهٔ بزرگش در تصویر به‌خوبی دیده شود.

نقاش انگلیسی در ادامه اشاره می‌کند که امیر دوست‌محمد خان درک قابل‌توجهی از هنر داشت، به‌ویژه در زمینهٔ نقاشی حیوانات. او مفاهیمی چون سایه‌روشن، تناسب چهره و جزئیات بصری را به‌خوبی درک می‌کرد ویژگی‌ای که به گفتهٔ نویسنده، در میان بسیاری از مردمان شرق کمتر دیده می‌شد. امیر علاقه داشت که اسب‌ها در نقاشی‌ها به‌صورت طبیعی و بدون اغراق به تصویر کشیده شوند.

در جریان ترسیم پرترهٔ خود امیر، نقاش با چالش‌هایی روبه‌رو بود، به‌ویژه به‌سبب اظهار نظرهای چاپلوسانهٔ برخی درباریان که کار او را زیر سؤال می‌بردند. با این حال، خود امیر با رفتاری مؤدبانه و سنجیده، او را راهنمایی می‌کرد و حتی از او خواست تا بخش‌هایی از نقاشی را که به نظرش شبیه یا غیرشبیه است، مشخص کند.

او همچنین به مخالفت‌های گاه‌به‌گاه برخی افراد مذهبی اشاره می‌کند. از جمله، ملایی که به خود اجازه می‌داد به نقاشی‌ها دست بزند و در کار او دخالت کند. در موردی دیگر، شخصی از سادات نزد امیر شکایت برد که این نقاش ممکن است به زنان نگاه کند، اما امیر با قاطعیت این ادعا را بی‌اساس دانست و آن را رد کرد.

در حادثه‌ای دیگر، ملایی افراطی که از بیرون شهر آمده بود، نقاشی وی از بازار را تهدیدی تلقی کرد و حتی قصد تحریک مردم علیه او را داشت؛ اما با دخالت همراهان او، این ماجرا بدون مشکل پایان یافت. نویسنده تأکید می‌کند که با وجود چنین مخالفت‌هایی، همواره تحت حمایت امیر و دربار بوده و با آزادی نسبی به فعالیت هنری خود ادامه داده است. 

باغ بابر، مقبره بابرشاه

بررسی این روایت نشان می‌دهد که دربار امیر دوست‌محمد خان محیطی نسبتاً باز و علاقه‌مند به هنر، به‌ویژه نقاشی، بوده است. حضور یک هنرمند خارجی و حمایت عملی از او چه در ترسیم پرتره‌های درباریان و چه در ثبت مناظر شهری نشان‌دهندهٔ توجه و ارزش‌گذاری اهل دربار به هنرهای تجسمی است. این حمایت تنها در حد پذیرش نبود، بلکه به‌صورت فعال و با فراهم‌کردن امکانات و امنیت برای هنرمند نیز همراه بود.

نکتهٔ مهم‌تر، شخصیت خود امیر است. بر اساس این روایت، او نه‌تنها حامی هنر بود، بلکه درکی نسبتاً عمیق از اصول نقاشی از جمله سایه‌روشن، تناسب و واقع‌گرایی داشت. این امر نشان می‌دهد که ذوق هنری او فراتر از یک علاقهٔ سطحی بوده و به نوعی آگاهی و فهم زیبایی‌شناختی نیز رسیده بود.

با این حال، در کنار این فضای درباری، جامعهٔ عمومی در آن زمان هنوز درک گسترده و عمیقی از هنر نقاشی نداشت. به‌ویژه در میان برخی از ملاها و افراد مذهبی، نگاه بدبینانه یا حتی مخالفت‌آمیز نسبت به نقاشی به‌خصوص توسط یک هنرمند خارجی وجود داشت. این مخالفت‌ها گاه از سوءتفاهم‌ها و نگرانی‌های فرهنگی یا مذهبی ناشی می‌شد، چنان‌که در مواردی نقاشی به‌عنوان تهدیدی اجتماعی یا اخلاقی تلقی می‌گردید.

در مجموع، می‌توان گفت که دربار امیر دوست‌محمد خان نمایندهٔ نوعی گذار فرهنگی بود: از یک‌سو پذیرای هنر و تعامل با هنرمندان خارجی، و از سوی دیگر در مواجهه با جامعه‌ای که هنوز آمادگی کامل برای پذیرش چنین پدیده‌هایی را نداشت. همین تضاد، تصویری زنده از وضعیت هنر در آن دوره از تاریخ افغانستان به دست می‌دهد.

منابع

غبار، میر غلام محمد. (1346). افغانستان در مسیر تاریخ. کابل: نشر مطبعهٔ عمومی کابل.

Vigne, Godfrey Thomas. (1840). A personal narrative of a visit to Ghuzni, Kabul, and Afghanistan, and of a residence at the court of Dost Mohamed: With notices of Runjit Sing, Khiva, and the Russian expedition. VOL 2. London: Whittaker & Co. 



این مقاله ترجمهٔ فارسی یک متن انگلیسی است که در این وبلاگ Blogger منتشر شده است. https://afahmc.blogspot.com/2026/04/narratives-of-english-painter-from.html 

نظرات

پست‌های منتخب