Narratives of an English Painter from the Court of Amir Dost Mohammad Khan
موسیقی
افغانستان؛ میان مشترکات و وابستگیهای فرهنگی در قلب آسیا
موسیقی افغانستان بازتابی از تاریخ و جغرافیای پیچیدهی این سرزمین است.
قرار گرفتن در مرکز آسیای میانه و مجاورت با کشورهای مختلف، سبب شده موسیقی
افغانستان هم دارای ریشههای مشترک قومی و تاریخی با همسایگان باشد و هم در
برخی بخشها به دلیل روندهای نابرابر تکامل، نوعی وابستگی فرهنگی نشان دهد.
در این مقاله، با تمرکز بر موسیقی اقوامی چون تاجکها، پشتونها، ازبکها، ترکمنها
و بلوچها، نشان داده میشود که چگونه موسیقی میتواند همزمان پیوندی مشترک و
رابطهای وابسته میان افغانستان و کشورهای پیرامون ایجاد کند. این نگاه دوگانه،
فهمی عمیقتر از جایگاه موسیقی افغانستان در حوزهی فرهنگی منطقهای ارائه میدهد.
واژههای کلیدی
افغانستان، موسیقی قومی، فرهنگ مشترک، وابستگی فرهنگی.
مقدمه
فرهنگ هر جامعه را میتوان مجموعهای از زبان، باورها، هنر و آیینهای
مشترک دانست که هویت جمعی را شکل میدهد. در این میان، موسیقی بهعنوان هنری زنده
و پویا، بیش از هر عنصر فرهنگی دیگری توانسته است مرزهای جغرافیایی و سیاسی را پشت
سر بگذارد و ارتباط میان ملتها را حفظ کند. افغانستان، با توجه به موقعیت
جغرافیایی ویژهی خود، همواره چهارراهی برای عبور فرهنگها و موسیقیها بوده است.
این مقاله بر آن است تا با تمرکز بر موسیقی اقوام مختلف، به بررسی دو مفهوم محوری فرهنگ
مشترک و وابستگی فرهنگی بپردازد و نشان دهد که چگونه این دو مفهوم، در
کنار هم، سیمای موسیقی افغانستان را میسازند.
مشترکات و وابستگی های فرهنگی
افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخی ویژهی خود، همواره در مسیر
تبادل فرهنگها قرار داشته است. موسیقی، یکی از بارزترین جلوههای این تبادل،
گواهی روشن بر اشتراکات فرهنگی و در عین حال وابستگیهای فرهنگی
میان این سرزمین و همسایگان آن است. بررسی موسیقی اقوام مختلف افغانستان نشان میدهد
که این هنر، همزمان ریشه در فرهنگهای بومی دارد و هم در تعامل با فرهنگهای
منطقهای تکامل یافته است.
نخست باید توجه داشت که مشترک بودن موسیقی، از ریشههای تاریخی و
قومی سرچشمه میگیرد. اقوامی مانند تاجکها، پشتونها، ازبکها، ترکمنها و بلوچها
که در دو سوی مرزهای سیاسی امروز زندگی میکنند، در گذشته بخشی از یک حوزهی
فرهنگی وسیعتر بودهاند. به همین دلیل، سازها، نغمهها، آیینها و حتی شیوههای
اجرایی موسیقی آنها در بسیاری موارد یکسان یا بسیار مشابه است. این همان چیزی است
که فرهنگهای مشترک را میسازد.
از سوی دیگر، وابسته بودن جنبهی دیگری از همین پیوند است. وقتی
موسیقی یک قوم در افغانستان با موسیقی همان قوم در کشور همسایه مقایسه میشود،
روشن میگردد که روند تکامل در همهجا یکسان نبوده است. برای مثال، موسیقی تاجکهای
افغانستان با موسیقی تاجکستان همریشه است، اما تاجیکستان به دلیل امکانات و
نهادهای موسیقی رسمی، در حفظ و ارتقای مقامها و سازها پیشرفتهتر عمل کرده است.
همین وضعیت نوعی وابستگی فرهنگی میآفریند؛ به این معنا که موسیقی افغانستان در
برخی بخشها برای بازشناسی یا تکامل خود ناگزیر به الگو گرفتن از همسایگان است.
نمونهی بارز این وضعیت را میتوان در موسیقی بلوچها دید. بلوچهای
ایران، پاکستان و افغانستان ریشههای موسیقایی مشترکی دارند: از سازهایی چون سرنده
و تمبورک گرفته تا نغمهها و آوازهای آیینی. اینها همه نشاندهندهی فرهنگ مشترکاند.
اما در عین حال، موسیقی بلوچ ایران و پاکستان مسیر رشد و تکامل بیشتری را پیموده و
به دستگاههای موسیقایی گستردهتر پیوند خورده است. در مقابل، موسیقی بلوچ
افغانستان تا حد زیادی بومی و ابتدایی باقی مانده است. این تفاوت باعث میشود که
موسیقی بلوچ افغانستان، ضمن حفظ اشتراکات، در عمل به موسیقی بلوچ ایران و پاکستان وابستهتر
باشد.
این دو نگاه نشان میدهد که موسیقی
افغانستان نه تنها بخشی از هویت ملی است، بلکه آیینهای از تعاملات فرهنگی منطقهای
نیز محسوب میشود. هر جا که ریشهها و پیشینههای قومی و تاریخی مشترکاند، ما با
«فرهنگ مشترک» روبهرو هستیم. و هر جا که مسیر رشد و تکامل نابرابر است، نوعی
«وابستگی فرهنگی» دیده میشود. این دو، در واقع دو روی یک سکهاند که با هم فهم
دقیقتری از جایگاه موسیقی افغانستان به دست میدهند.
نتیجهگیری
موسیقی افغانستان در بطن خود ترکیبی از اشتراکات دیرینه و وابستگیهای
معاصر است. اشتراکات فرهنگی، ریشه در تاریخ، زبان، نژاد و آیینهای مشترک با
همسایگان دارد، در حالی که وابستگیها بیشتر ناشی از تفاوت در روند تکامل موسیقی و
تأثیرپذیری از کشورهای پیرامون است. موسیقی بلوچها نمونهی روشن این وضعیت است که
هم فرهنگی مشترک میان ایران، پاکستان و افغانستان ایجاد کرده و هم در عین حال،
نوعی وابستگی موسیقایی را میان این جوامع بازتاب میدهد. نتیجهی کلی آن است که
موسیقی افغانستان نه تنها بیانگر هویت ملی است، بلکه بهعنوان پلی میان فرهنگها
عمل میکند و نقشی محوری در همگرایی فرهنگی منطقه دارد.
نظرات
ارسال یک نظر